تبليغاتX
آريا پسري از كوهستان

                  

    مرد روي داربست ايستاد. زن در خانه دلش شور مي زد. مرد روي چوب هاي داربست راه رفت . زن در خانه دلش شور مي زد. مرد شيشه هاي ساختمان را تميز كرد. بچه ها در خانه به انتظار بودند. زن در خانه دلش شور مي زد. مرد پايش لغزيد . بچه ها در خانه گرسنه بودند. زن ناله كرد.
مرد مرد. زن خسته و نا اميد شد. بچه ها گرسنه بودند.
زن پناهي نداشت. بچه ها گرسنه بودند. زن كار كرد. بچه ها باز هم گرسنه بودند. مردم از كنارشان گذشتند. زن كار كرد . بچه ها باز هم گرسنه بودند. سرپناه اجاره اي كنار رفت و آسمان بي رحم شد. مردم از كنارشان گذشتند. زن خود فروشي كرد. مردم از كنارش نگذشتند. مردم به او تف انداختند. مردم زخم زبانش زدند. زن خود كشي كرد. بچه ها گرسنه بودند.

                       


داربست باز هم روي ديوار چنگ زد . شيشه ها تميز نبودند. مردم از پشت شيشه نگاه كردند. بچه ها در خيابان رقصيدند. بچه ها در خيابان ناله كردند. بچه ها در خيابان گدايي كردند. بچه ها در خيابان معتاد شدند. بچه ها در خيابان فاحشه شدند.
بچه ها در خيابان مردند.
مردم از پشت شيشه ها نگاه كردند.
شيشه ها تميز نبودند.

سلام

          

                               
 


+ جمعه بیست و یکم مهر 1385 11:12 قبل از ظهر آریــــــــــــــا |






                          

 بنویس آب.......نوشت آب نان بنویس........ نوشت آب بهش گفت بنویس بابا .....آب نوشت   دخترک تخته رو پاک کرد و آرام به جایش برگشت  پاهاش  می لرزید اما اروم نشست زنگ تفریح رو زدند هر کسی چیزی اورده بود برای خوردن   دخترک  با اندوه  زیرچشمی  همه رو میپایید بعد   دستش رو بی تردید سوی شیر آبی که اونجا بود دراز کرد آب بی منت خلق زنگ رو زدن  زنگ نقاشی بود و دخترک رفت سر جایش نشست   آروم چشم در چشمان معلمش دوخته بود........... معلم به روی تخته سه تا شاخه رز کشید و رو به شاگردانش گفت  ساقه ها رو از دم شکلاتی بزنید پشت گلبرگ ها رو  هم کرمی یا نباتی کنید  برگها رو به رنگ خیار کنید اون گل بالایی رو هم  رنگ زیبای انار بزنید   گل سمت چپ هم پرتقالی وسط گل ها رو هم لیمویی کنید   گل پایینی رو به رنگ  تیره ی گیلاسی  بزنید وسایه گل  ها رو هم  رنگ روشن ریواس  کنید دخترک گل ها رو روی یک صفحه کشید  و به حرف های معلمش فکر کرد رنگ خیار چه جورییه.......اناری کدومه؟  خدا جوونم پرتقال ... گیلاس...شکلات .... ریواس  چه رنگییه؟؟  اشک از گوشه ی چشماش سرازیر شد  و گل و برگ و ساقه  ... همه رو به رنگ آب آبی زد

 

 سلام

                    

+ جمعه هفتم مهر 1385 12:13 بعد از ظهر آریــــــــــــــا |






Free JavaScripts provided
by The Salar Weblog

<-PostTitle->