تبليغاتX
آريا پسري از كوهستان - وای بر ما
دوست مهربونم چرا جای دختر همسایه رو میخوای ؟ مگه در همسایگی شما دختری نیست که ازتنهایی در این غربت سرا به تنگ اومده باشه ؟  دختر همسایه ی ما دیگه سردش نیست ...دیگه غم نون نداره میدونی چرا دختر همسایمون در فقر مرده ..نان مرده .. عدالت مرده   ... خدا خوابیده .. خدای تو چی؟... بیداره ؟ آخه پس این چه ظلمییه ؟؟؟؟؟وقتی دست های رنجور و لاغر دخترک رو به یاد میارم و شکم همیشه گرسنه اش رو  اونوقت خدا رو به قضاوت میگیرم ... آخه این چه ظلمیه

 

                           

آدم هايي كه گوشه گوشه اين شهر نشسته اند و دستشون رو به طلب كمكي ناچيز به سوي من .. به سوي تو ... دراز ميكنن  قلبم رو به درد مياره .... تو رو نميدونم.... باز وقتي به ليلا كوچولوي همستيمون و جوجه هاش فكر ميكنم و تنهايي مادرش رو ميبينم ميان استعمار مردان گرگ صفت شايد براي لقمه ايي نان... يخ ميزينم ... باز وقتي تن آزار ديده مردمان را ميبينم.. اين همه فرياد رو ميبينم ..اونوقت آزادي بي پر و بال رو هم با چشمان خود ديدم ...نعلت بر آزادي اگه اينه آزادي

 

سلام

 

                    

+ جمعه سیزدهم بهمن 1385 9:8 قبل از ظهر آریــــــــــــــا |






Free JavaScripts provided
by The Salar Weblog

<-PostTitle->