تبليغاتX
آريا پسري از كوهستان - این چه بساطی است ...
 

     

 

 اشکهای خندان..!

 خنده های گریان..!

من غنچه ای هستم ناشکفته ومغموم.....که درپهنای علفزاری خارپرورهمراه باهزاران غنچه ناشکفته دیگربازیچه دست مشتی دلقکم....!

 سکوت های روشن!

روشنایی های خاموش!

فریادبکشید!

بگذارید انسانی که سراپای وجودش مظهربی حرکت حقیقت متحرکی موسوم به زندگیست زندگی که محکوم به خاموشی است ازماورای سرابهایی صادق فریاد بکشد.....

 

                     user posted image

دوران ما دورانی است که... مجمع مردگان  ـ  مرده پرست ـ  مرده پرور ـ مرده خوار ـ همه نفس هاوهمه جنبشهاست... که همه افکارتسلیم ناپذیرزنده رانفس به نفس به خاک می نشاند! خاکی که ریشه درختان خزان زده اش رگ پاره پاره انسانیت است! دورانی که برای همه دردهای بی درمان  آستان بوسی درگاه ننگین ریا تنها خاموشی آتش شرافت انسانی به خواب رفته را درمان می کند........!

 سلام

      

 

+ جمعه ششم مهر 1386 9:42 قبل از ظهر آریــــــــــــــا |






Free JavaScripts provided
by The Salar Weblog

<-PostTitle->