تبليغاتX
آريا پسري از كوهستان - میمون کله خراب

           

 گفت مگر نمی دانی من انسانم از ابتدای آفرینش تا به حال من اشرف مخلوقات بوده ام
من اشرف مخلوقاتم 

راه می رویم به سوی شهر  ... وحشی ترین جنگل 

اینجا حیوان ها زندگی ... سرمایه ... پول ... عشق ... ناخن ... گوشت ... پوست ... استخوان ... روح ... اعتقاد ... و حتی آبروی برادر خود را میخورند ... نه برای بقا ... که برای قدرت ...چه بی رحمند این حیوانها

گفتم  چه خودخواهی عظیمی! چه مصیبتی! موجودی بنام انسان که خود را اشرف مخلوقات می نامد

 گفت سکوت را .... گفتم سکوت را

و سکوت گویاترین واژه بود

 

سلام

 

            

 

 

+ جمعه چهاردهم دی 1386 12:0 بعد از ظهر آریــــــــــــــا |






Free JavaScripts provided
by The Salar Weblog

<-PostTitle->